تبليغاتX
عشق واژه بی معنی خداوند
یه بت

یادت می یاد گفتم بهت یه بت چه جوری میشکنه؟


حالا می خوام یادت بدم چی کار کنی که بشکنه


وقتی یکی دل نداره یعنی محبت نداره


وقتی یکی سنگ میشه یعنی لیاقت نداره


گفتی بهش دوسش داری ولی چی شد آخر کار


گذاشت و رفت بی واهمه شکست همه قول و قرار


وقتی یکی میشه یه بت یعنی باید گذاشت کنار


تمام اون قول و قرار تمام اون راز و نیاز

 
بذار بره خیالی نیست یه روز میشه مثل خودت


تازه می فهمه که یه بت چیکار با قلبا می کنه


فقط کمی صبر می خواد تا ببینی آخر کار


همون بت سنگیه تو می شه برات یه بیقرار


حالا دیدی کاری نداشت شکستن یه قلب سنگ


آخره کار مال تو شد همون بت سنگی و سخت


ولی به قول یه نفر :گذشت چیزه خوبیه

|+|نوشته شده در ساعت توسط یه اشنا |
انگار

|+|نوشته شده در ساعت توسط یه اشنا
چه قدر سخته

چقدر سخته تو چشمای کسی که تموم عشقت رو ازت دزدیده

 

 و به جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زول بزنی

 

 و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی هنوزم دوستش داری

 

چقدر سخته دلت رو باز به دیواری تکیه بدی

 

که یک بار زیر اوار غرورش همه وجودت له شده

 

 چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی

 

 اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بهش بگی

 

 چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه

 

 اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوستش داری

 

 چقدر سخته گل ارزوهات و تو باغ دیگری ببینی

 

وهزار بار تو خودت بشکنی اونوقت

 

 اروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک

|+|نوشته شده در ساعت توسط یه اشنا |
کاش
|+|نوشته شده در ساعت توسط یه اشنا
سلام مولا

به نام پناهده تمام رو سیاهان

سلام مولا بازم شب قدر شد بازم این رو سیاه کارش گیر شما افتاده

می دونم می دونم که میخوای بگی هر سری وساطتتمو کردی پیش

خدا شرمنده شدی می دونم مولا جون ولی این دفعه فرق میکنه یه سری

حرف دارم میخوام بهش بگی یه نگاه کنه حرفامو بشنوی

بهش بگو :

آره منم یه بی وفا می خوام بیام پیشت خدا

می خوام پیشت گریه کنم دردو دلامو وا کنم

می خوام منم داد بزنم بغضمو فریاد بزنم

می خوام بگم دیر اومدم آره جونم پشیمونم

می خوام بگم مردنیم اسیرتم دمدمیم

می خوام بگم اگه قصدت جدایی بگیر جونو اینجا دنیای بی وفایی

گله دارم خدا :

دنیا چه بی وفا شده عاشقی بی صفا شده

عشق فقط تو خوابه و عاشقی تو خیال ما

زندگیمون زندونه و عاشقیمون گناهمون

گناهمون گریه های شبونونمون

گناهمون تنهاییمون

خدا جون شکایت دارم :

من شکایت دارم از روزی که دنیا آمدم

بی خبر بی میل خود تنها به اینجا آمدم

بی خبر زندانی دنیا شدم آخر چرا ؟

من مگرگفتم خدا می خواهم این ویرانه را

مولاجون یادت نره از دل پرم بگیا

مولا جون یادت نره موقع گفتن از رو سیاهیم نگیا

|+|نوشته شده در ساعت توسط یه اشنا |
مولا علی
|+|نوشته شده در ساعت توسط یه اشنا
و عشق...

و عشق ... آمد و نبض زمان دگرگون شد

 جهان قيافه اي دگر گرفت و مجنون شد 
دو شاعر از لب داغ خداوند دميده شدند

 و عشق بار گراني به دوشش افزون شد
يكي ش مرد كه پايبند عشق خود شده بود

 دلش شبيه اناري ترك ترك خون شده بود
وزن كه پلك زدو پشت چشم نازك كرد

و دل به مرد سپرد و براش خاتون شد
خوشش نيامد و شاعر به دردسر افتاد

بدون چون و چرا از بهشت بيرون شد
لقد خلقنا في كبد را خواند

 از ان به بعد جدايي در عشق قانون شد
خدا به عهد خودش پشت پا نخواهد زد

 قسم به ذات خودش خورد و بعد مديون شد
كه خواب عاشق و معشوق را بياشوبد

 و سرنوشت .. معماي چرخ گردون شد
و شعر امد و تسكين درد عاشق بود

جهان شاعر از ان پس هميشه موزون شد
بدون پلك زدن پاي جاده ها دق كرد

و خسته پا شد و راهي كوه و هامون شد
ميان متن نفس گير و كلمه هاي لجوج

 بهشت گمشده را هي سرود و داغون شد
و كم كم از سر ناچاري از نفس افتاد

 و دلخوش از شب و شعر شراب و افيون شد
و عشق ... رمز همين زندگي و مرگش بود

 كه تا ابد مرض شاعران مجنون شد

|+|نوشته شده در ساعت توسط یه اشنا |
هر جای دنیا که باشی
 
|+|نوشته شده در ساعت توسط یه اشنا

آخرین نوشته ها
به تو تکیه داده بودم
ناقوس قلبم
قصه همان قصه است
دنیایی که در آن زند گی می کنیم
صدایم کن!
اهنگ زیبا
سلام
انگار
یه بت
کاش
Powered By BLOGFA - Designed by ToolZ

کد آهنگ در وب نوا