تبليغاتX
عشق واژه بی معنی خداوند
دستانم بوی گل میداد متهمم کردن به چیدن گل ولی فکر نکردن شاید گلی کاشته باشم
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
روزی خواهم بازگشت به زیر همین درخت روی همین نیمکت با لباسی ابر گون تا بگویم عشق هنوز زنده است تا بدانند من هنوز در جای همیشگی چشم انتظار او هستم تا بفهمد احساس بد ادمی را زیر سوال برد تا بداند دل تنگم چه میکشد تا بداند تابم تمام است پاهایم نای راه رفتن در این جاده بی انتها را ندارند ولی من با تکه چوبی که در بغل دارم لنگان لنگان و تنها به عشق او پیش میروم تنها به خاطر عشق او کاش بفهمد این اشک نبود که از چشمانم جاری بود بلکه قطره قطره خونم جاری شد

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان